اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

458

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

او عملى است غير صالح » و هيچكس را در معصيت خدا اطاعتى نيست و قطع ( رحم ) هر گاه در راه [ خدا ] باشد قطع رحم شمرده نمىشود و اين نوشته را هنگامى بامير المؤمنين مىنويسم كه خدا مخلوع را كشته و او را بدست بىوفايى و پيمانشكنى كه داشت سپرده و امر ( خلافت ) امير المؤمنين را محكم ساخته و بوعده سابقش كه انتظار آن را مىبرد وفا كرده است . سپاس خدا را كه حق امير المؤمنين را بوى بازگرداند و درباره كسى كه عهد وى را خيانت كرد و پيمان وى را شكست ، بجاى وى نيك تدبيرى به كار برد تا پس از جدايى ، الفت را بوى بازآورد ، و پس از پراكندگى ، امت را بوى فراهم ساخت ، و بعد از كهنگى نشانه هاى دين را بوى زنده كرد . [ 1 ] سپس نامه اى درباره فتح نوشت و داستان آن را از روزى كه از خراسان بيرون آمده و آنچه را شهر به شهر و روز [ بروز ] انجام داده ، گزارش داد [ 2 ] و ما آن را در كتابى جداگانه قرار داديم . خلافت ( امين ) از روزى كه رشيد درگذشت تا روزى كه ( خود ) كشته شد چهار سال و هفت ماه و بيست و يك روز ، و از مرگ هارون تا روزى كه خلع شد سه سال بود ، و سنش روزى كه كشته شد بيست و هفت سال و سه ماه و بقولى بيست و هشت سال بود و دو پسر بنام موسى و عبد الله بجاى گذاشت . كار خلافت امين بيشتر به نظر اسماعيل بن صبيح حرانى و فضل بن ربيع اداره مىشد و رئيس پليس او محمد بن مسيب بود ، سپس او را عزل كرد و بر ارمنستان حكومت داد و محمد بن حمزة بن مالك را بجاى وى نهاد ، پس او را نيز برداشت و عبد الله بن خازم تميمى را بجاى وى آورد . فرمانده نگهبانانش عصمة بن ابى عصمه ، و حاجبى او در عهده فضل بن ربيع بود و فرزندان فضل آن را انجام مىدادند . در حكومت امين امراى حج بدين ترتيب بودند : در سال 193 داود بن عيسى

--> [ 1 ] ر . ك . جمهرة رسائل العرب ج 3 ص 375 - 377 . [ 2 ] ر . ك . جمهرة رسائل العرب ج 3 ص 366 - 371 .